![]() |
![]() |
|
| تقديم به اشکهايي که غرورشان شکسته شده |
|
تولدت مبارک دختر گلم فروزان
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم آبان 1391ساعت 12:34 توسط F |
|
|
بگذار سرنوشت هر راهی که میخواهد برود ، ما راهمان جداست ... این باران تا می تواند ببارد ما چترمان خداست...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:13 توسط F |
|
|
حرفت را بزن چکار داری که باران نمیآید... اینجا سالهاست عادت کردهاند به قصههای هم گوش ندهند دست خودشان نیست... به شرط چاقو به دنیا آمدهاند تا پیراهنت را سیاه نبینند باور نمیکنند چیزی را از دست دادهای...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 2:49 توسط F |
|
|
ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش. تا صبا پیراهنش را سوی کنان آورد. ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر. نغمه تو از همه پرشورتر. کاش که این فاصله را کم کنی. محنت این قافله را کم کنی. کاش که همسایه ما می شودی. مایه آسایه ما می شودی. هر که به دیدار تو نائل شود. یک شبه حلال مسائل شود. دوش مرا حال خوشی دست داد. سینه ما را اتشی دست داد. نام تو بردم لبم آتش گرفت. شعله به دامان سیاوش گرفت. نام تو آرامه جان من است. نامه تو خط امان من است. ای نگهت خواست گه آفتاب. بر من ظلمت زده یک شب بتاب. پرده بر انداز ز چشم ترم. تا بتوانم به رخت بنگرم. ای نفست یار و مدد کار ما. کی و کجا وعده دیدار ما. دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد. به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد. به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم. تو که نقطه عطفی به اوج آئینم. کدام گوشه مشعر کدام کنج منا. به شوق وصل تو در انتظار بنشینم. روا مباد که بر بندهات نظر نکنی. روا مباد که ارباب جز تو بگزینم. چو رو کنی به رهت درد و رنج نشناسیم. ز لطف روی تو دست از ترنج نشناسیم. خبر آمد خبری در راه است. سر خوش آن دل که از آن آگاه است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 1:10 توسط F |
|
|
اول نامه جای دل تنگ چند تا نقطه چين می گذارم، جای اسم قشنگت سر سطر نازنين، نازنين می گذارم ...گفتن از تو ولی کار من نيست، پس قلم را زمين می گذارم ...شب و روز همه بخير و پر از گل سرخ .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 13:12 توسط F |
|
|
چندان که یادت از دل برخیزد یا اشکها که ریخت به پایت، باز خواهد به پای یار دگر ریزد! در انتظار باز پسین روزم وز قول رفته، روی نمیپیچم. از حال غیر رنج نبردم سود ز آینده نیز، آه که من هیچم. بگذار ای امید عبث، یک بار بر آستان مرگ نیاز آرم باشد که آن گذشتۀ شیرین را بار دگر به سوی تو باز آرم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم بهمن 1389ساعت 2:37 توسط F |
|
|
رفتييو خاطره هاي تو نشسته تو خيالم بي تو من اسير دست آرزو هاي محالم ياد من نبودي اما من به ياد تو شکستم با بهانه ياد من باش بي بهانه من باش وقت بيداري مهتاب عاشقانه ياد من باش
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 1:57 توسط F |
|
|
كاش ميشد ياد بگيريم كه قبل از اينكه عشق را گدايي كنيم، به ديگران عشق بورزيم. كاش ميشد ياد بگيريم كه استحكام دوستيها در صداقت است. كاش ميشد ياد بگيريم كه چطور ايراد ديگران را بگوييم، بدون اينكه ناراحت شوند. كاش ميشد ياد بگيريم كه در مورد ديگران زود قضاوت
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم بهمن 1388ساعت 18:3 توسط F |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
اشكي كه بيصداست... پشتي كه بيپناست... دستي كه بسته است... پايي كه خسته است... دل را كه عاشق است... حرفي كه صادق است... شعري كه بيبهاست... شرمي كه آشناست... دارايي من است... ارزاني شماست
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 آذر 1390 خرداد 1390 بهمن 1389 شهریور 1389 بهمن 1388 شهریور 1388 فروردین 1388 اردیبهشت 1387 خرداد 1386 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
| پیوندها |
|
تنهای راز شب دلهاي شيشه اي راز نیاز(نسرین) |
|
RSS
|